AZCMS
AZCMS AZCMS AZCMS
 

This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it به وب سایت ادبی - تحقیقی رضا همراز خوش آمدید. لطفا با درج نظرات و پیشنهادات خود ما را در پربارتر نمودن این وب سایت یاری نمائید. This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it

 
 
AZCMS AZCMS AZCMS
AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS
 

منوی اصلی سایت

ورود به سایت






كلمه عبور را فراموش كرده ام
ايحاد نام كاربري در سایت

خبرخوان ها

   

آذری یا زبان باستان آذربایجان، رد پای کسروی!
نوشته شده توسط حسن - ج   
10 تیر 1394 ساعت 03:21

در روزهای اخیر، نوشته ای از دکتر احسان یار شاطر در باره” زبان آذری”- که  ظاهرا در گذشته های دور، در آذربایجان زبان محاوره ای اهالی این سرزمین بوده و نزدیکی کامل با زبان فارسی داشته،   در سایت ” ایران گلوبال” خواندم. لازم دانستم در پیرامون این نوشته و نوشته های دیگری از این دست که بدون تردید به منظور خوار شمردن زبان ترکی متداول در آذربایجان و تبلیغ و اشاعه نظریات پان فارسیستی، به رشته تحریر می آید، نکاتی را مطرح سازم.   به نظرمن، ” دانش پژوهانی” که این نوع مطالب را  به رشته تحریر در می آورند، هم و کوشش خود را بر آن  نهاده اند که زوایای تاریخ اعصار و قرون فراموش شده را مورد  کنکاش “علمی” قرار دهند تا با استمداد از روح مردگان، زندگان را  آزار رسانده و حقوق انسانی آنها را له و لگدمال سازند. در رابطه با  خلق آذربایجان  که بیش از یک سوم جمعیت  ایران را تشکیل  میدهد و دیگر  ملت های  تحت ستم ایران، حاصل کار این  محققین رسمی وعنوان دار را می توان چنین خلاصه کرد . ۱- در ایران تنها یک ملت وجود دارد که ملت ایران نامیده  میشود. آذربایجانیها،کردها، بلوچها و … همه اقوامی ایرانی نژاد  هستند و اطلاق عبارت ملت در مورد هر کدام از این اقوام، از ریشه  غلط  و ناروا است. ۲-  آذربایجانی ها  در گذشته زبانی از جنس ایرانی و مشتق از فارسی  به نام “زبان آذری” داشتند و اقوام ترک زبان در یورش های خود به ایران، زبان  بیگانه ای را به اهالی ایرانی  تبار این سرزمین، تحمیل کرده اند!  ۳- زبان  رسمی  ایران،  زبان فارسی است که مظهرهویت همه ایرانیها می باشد . بهمین جهت نیز این زبان باید زبان تحصیل در تمام  مدارس و دانشگاه ها در سرتاسر کشور باشد! بوی گند این شوونیسم و زور گوئی آشکار، مشام همه انسانهای دموکرات و برابری طلب را آزار میدهد. باید از کسانی که  نام  پژوهشگر بر خود نهاده، باد در غبغبه انداخته، ادعا میکنند که در ایران بدین پهناوری تنها یک ملت واحد به نام ملت ایران  وجود دارد و آذربایجانیها، عربها، بلوچ ها و دیگر ملت های غیر فارس ساکن این سرزمین  چیزی جز اقوام و تیره های  مختلف نیستند،  سوآل کرد آیا این ادعای شما  برپایه تحقیقات علمی و برداشت واقع بینانه از  پدیده های عینی و مادی است، یا اساس و پایه استدلالات شما را تعصب نژادی و شوونیسم برتری طلبانه، تشکیل میدهد؟ اگر این دانش پژوهان برتری طلب کمی به خود زحمت داده و در زمینه مقوله ملت، مطالعه اجمالی بکنند، خواهند دید که مدت هاست ملت ها در دنیای معاصر – دنیای سرمایه داری مدرن- همه جا جای اقوام را گرفته اند . این روند تاریخی  از دوران رنسانس در اروپا آغاز گردیده و بعد ها در تمام نقاط گیتی متداول شده است. 

 بعبارت دیگر، در تمام سرزمین ها از ادغام و بهم پیوستن اقوام، ملت های مدرن به وجود آمده اند.  در دوران فئودالیسم، نشانی از ملت وجود نداشت. با رشد سرمایه داری مدرن،  پدیده ای به نام ملت، جا برای خود باز کرده است.

ارسال نظر | بيننده: 3

ادامه نوشتار
 
آيا «رستم‌» پهلوان‌ معروف‌ شاهنامه‌ فردوسي‌«ترك‌»نبود؟ !
نوشته شده توسط دکتر حسين فيض الهي وحيد   
09 تیر 1394 ساعت 03:15

رستم‌،  قهرمان‌  و پهلوان‌  معروف‌  شاهنامه‌ و پشت‌  و  پناه‌ اصلي‌  ايرانيان‌ در جنگ‌  با تورانيان‌  است‌. او  در  داستانهاي‌ پارسي‌  در شكل‌  و  هيئت‌ يك‌ «ضد  ترك‌»  وارد ميدان‌ شده‌ و بعد از كشت‌ و كشتارتركان و نجات‌ تاج‌ و تخــت‌ كيـــان‌ به‌ «خان‌ نشين‌» خود در سيستان‌ مراجــعت‌ مي كند.

در  شاهنامه‌  مليت‌  تورانيان‌  «ترك‌»  قيد شده‌ است‌  ولي از مليت‌ ايراني‌ ها سخني به‌ ميـــان‌ نيامده‌ و معلوم نيست‌ ايرانيان‌ به چه‌ زباني‌ صــحبت‌ مي‌ كردند. آيا  آنها  به‌ تركي‌، فارسي‌، عربي‌،  هندي‌،  كشميري‌،سندي‌، بلوچي‌، كردي‌، و سرياني‌  حرف‌  مي‌ زدند  يا زبان‌  مخصوص‌  به‌ خود داشتند.؟ اين‌  فقره‌ از شاهنامه‌  معلوم‌  نمي‌ شود  اما  از «مليت‌» رستم‌ بارها سخن‌  به‌ ميان‌ آمده‌ و  او اكثرا" بصورت‌ «رستم‌سگزي‌» معرفي‌ مي‌ شود.

نگارنده‌ در صدد  است‌  با  تكيه‌  بر منابع‌  و مآخذ مختلف‌ ثابت‌ نمايد  كه‌ رستم‌ يك‌ پهلوان‌ ترك‌ بود ، كه‌  بر  طبق‌  روايات‌ مختلف‌  با خود مختاري‌ داخلي‌  در تحت‌ تابعيت‌ پادشاه‌ ايران‌ حكومت‌ مي‌ كرد  و بدين‌ جهت‌«ايراني‌» ناميده‌ مي‌ شد ولي‌ زماني‌ كه‌  در مقابل‌  پادشاه‌  ايران‌ قرار مي‌ گرفت‌  نه‌ تنها خود را  ايراني‌  نمي‌ دانست‌ بلكه‌ سرداران‌  و سپاهيان‌  و شـــــاهزادگان‌ ايراني‌ نيز از او ســلب‌ «تابعيت‌» كرده‌  او را «ايراني‌» نمي‌ دانستند و  فقط‌  او  را  با شناسنامه‌ قومي‌ خود يعني‌ «سگزي‌» مورد خطاب‌  قرار  مي‌ دادند.

  لذا با توجه‌  به‌ محتويات‌  شاهنامه‌ مشخص‌  مي‌ شود رستم‌ با اطاعت‌ از حكومت‌ مركزي‌روزي‌ «ايراني‌» و  با عدم‌  اطاعت‌  از حكومت‌ مركزي‌ دگر روز «انيراني‌» قلمداد  مي‌ شد  ولي‌ در همه‌ حال‌ بدون‌ هيچ‌ تغييري همگان در«سگزي‌» بودن‌ رستم‌  هم‌  عقيده‌  بودند و از همين‌  سر نخ‌ سگزي‌ بودن‌ معلوم‌ مي‌ شود كه‌ او «ترك‌» بوده‌ است‌ ولي‌ داستانسرايان‌ با افــسانه‌ سرايي‌ هاي‌ خود اورا به شكل‌ و هئيت ‌يك‌  «ضد ترك‌» در آورده‌ اند.

نظرات (1) | بيننده: 10

ادامه نوشتار
 
نقدی بر کتاب«مهرپرستی در ایران، هند و روم» به قلم دکتر سالومه رستم‌پور
نوشته شده توسط میر علی سید سلامت   
07 تیر 1394 ساعت 20:20

این کتاب نسبت به کتاب‌های میتراشناسان دیگر، تحقیقات پردامنه‌ای در مورد میتراپرستی در ایران، بدون ذکر منبع و منشأ آن پرداخته و اثر باارزشی در این زمینه هست، مخصوصاً نظریه‌های آقای مهندس احمد حامی، که آورده شده، این اثر را متمایز از دیگر آثار می‌نمایاند.

لازم به ذکر است، باتوجه به اینکه میترائیسم مورد بحث در آثار میتراپژوهان، مقولات محدودی را شامل می‌شود و این مقولات در هر یک از تحقیق‌ها با اختلاف و افتراق آورده شده، ممکن است بحث در مورد آ‌ن‌ها تکراری به نظر برسد ولی این نقاط افتراق، مباحث جدیدی را طلب می‌کنند که شایستة امعان نظر است.

آورده شده که: [البته ایران مانند هند و یونان باستان از یک غنای اسطوره‌ای برخوردار نیست] (ص 13).

باید ذکر شود که ایران همیشه کشوری کثیرالمله بوده که بعضی از اقوام مسلط آن، یا دارای اساطیر غنی نبوده‌اند یا اساطیر آنها بعلت‌انتشار محدود و دامنه کم یا نبردها، زیر سلطه فرهنگ‌های غالب رفته است و نیز اقوامی در این نجد زندگی کرده‌‌اند که دارای غنای اساطیری بوده‌اند که اساطیرشان در سرتاسر دنیا، بدون هیچ مرز و بندی نفوذ کرده و تبدیل به عادات، عنعنه و رسوم و روزمرگی آنها شده است مثلاً تقسیم سال به دوازده ماه و نوروز و چهار فصل و انتخاب هفت روز برای هفته و نام آن‌ها که مختصری قبلاً بحث شد و این اقوام قبلاً از قفقاز تا چین بوده‌‌اند و فرهنگ و اساطیر خود را با خود داشته‌‌اند آورده شده:

[در میان اسطوره‌های ایرانی «مهر» از موقعیت ویژه‌ای برخوردار است. پرستش «مهر» از زمان‌های کهن در جهان متداول بوده و براساس شواهد و مدارک خاستگاه اولیه آن ایران دانسته شده است] (ص 15)

و متضاد آن آورده شده:

:[به نظر می‌رسد که پرستش ایزد مهر را اصلاً اقوام هند و اروپائی به ایران وهند آورده‌اند. این کیش پس از تکوین و درآمدن به صورت آیین مهرپرستی در ادوار بعدی، از طریق آسیای صغیر، به اروپا، خصوصاً به روم برده شد] (ص20).

ارسال نظر | بيننده: 14

ادامه نوشتار
 
من اولومون آغزیندان قورتارمیشام
نوشته شده توسط احمد برادران آهنگری   
06 تیر 1394 ساعت 02:35
  • چیچکلنمکده اولان آذر انقلابیندان وحشته دوشموش ییرتیجی امپریالیستلرین دستوری ایله شاه قوشونلاری دموقرات فرقه سینین مرکزی حکومت ایله باغلامیش اولدوغو قراردادلاردان گوزیوماراق ، 1325 ینجی ایل آذر آی نین 21 نده وحشی جه سینه آذربایجان و کوردوستانا هجوم ائتدیلر . آذربایجان دموقرات فرقه سی قارداش قانی توکولمه سین دئیه ، مبارز قوه لره اسلحه لرینی یئره قویماق دستورو وئردی . شاه قوشونلاری هئچ بیر مقاومته اوغرامادان آذربایجان و کوردوستان شهرلرینه یوروشو باشلادیلار . هر شهره وارد اولدوقدا قتل ، غارت و تجاوزه باشلادیلار . یازیلار موجبینجه ایگیرمی میندن آرتیق استقلال طلب ، وطن پرست و انسان دوستلار اوز قانلارینا بویاندیلار .
  • من سالماس شهرینده دموقرات فرقه سینین صدری ایدیم . قوشون شهره یاخین لاشدیقدا ، سلاحلانمیش اوباش قوه لر طرفیندن سالماسدا توتولوب زندانا سالینانلارین ایچینده منده وارایدیم . بیز اون آلتی نفر ایدیک .

ارسال نظر | بيننده: 44

ادامه نوشتار
 
شعشعه‌هائي از شمع خودسوز و محفل‌افروز «استاد سيد حسن قاضي طباطبائي»
نوشته شده توسط اصغر فردي   
05 تیر 1394 ساعت 03:04
  • و ياداوري يگانه كتاب منسي و مجهولي كه از او به جا ماند
  •                                                                                 
  •        درست يادم نيست كه جائي ديگر هم نوشته‌ام يا نه، «شايد اگر قصاب كاشاني نبود (آقاغلام قصاب) ما اديب‌ترين قصاب همة‌ اعصار بود» و به رغم شغلش چنان ظريف كه ياد پهلوانان چند ميدانِ عِلم را با ذكر او آغاز مي‌كنم و اين را حسن مطلع هم مي‌انگارم.

  •        تبريزيان اهل ادب ماعلق به نسل‌هاي پيش‌تر از من او را مي‌شناسند. محض تعريف به هم‌دوره‌هاي خود و زادگان ادوار اخير بگويم كه: در ابتداي خيابان تربيت يك مغازة قصابي بود كه پيرمردي نازك لنگ لگان در آن دكان بام تا شام ايستاده ذوق مي‌ورزيد. او كار دكان را تا ظهر انجام مي‌داد و به فرجام مي‌رساند، تا از ظهر تا غروب هم به كار اصيلش اشتغال كند كه همانا معاشرت و مجالست با ارباب ادبيات فارسي و عربي و تركي و تاريخ و ديگر ساحات فضلي بود. او آن كار صعب و رنجه‌ساز صاحب‌ذوقي چنو را در ازاي لقمه‌ناني انجام مي‌داد و مابقي عوائد آن مغازه را هفته‌اي يك بار به كفّ لئيم برادرش كه طبيبي نامور و لابد پردرآمد بود بشمارد. او از درآمد حاصل ريالي برداشت نمي‌كرد. در تبريز اين نوع بردگي را «قارنينا ايشله‌ماق» مي‌گويند و هو كه او چه شكمي داشت! با لب ناني سير مي‌شد و شكر نعيم مي‌گذاشت. آن روزها كه من پا به آن دارالمعرفه و مكتبه‌العلوم گشاده بودم 20 سال بود كه هر روز ظهر مرحوم يحيي شيدا براي آبگوشت‌خوران پاي سفرة آقاغلام حاضر مي‌شد. آقا غلام تا گوشت موجود را خرد كند و بفروشد، در نيم‌مجالي ديزي را بر روي چراغ بار مي‌گذاشت تا رأس ساعت 1 شاگرد سنگكي هم پابه‌پاي شيدا نان را رساند و آقاي شيدا را زحمت تريد كردن نان مي‌ماند و لاغير. شيدا را دماغي آلفته به بوي دكة قصابي بود چون تا چندي پيش از آن سال در بازار صفي خود دكان قصابي ‌مي‌داشت. پير مرد همان سر پا دو لقمه‌اي مي‌زد و دست چپ بر پيشخوان مي‌گذاشت و دست راست بر كمر ـ تا تن بار پاي كوتاه را طاقتي آرد ـ و فيضان آغاز مي‌كرد. خاطرات و حكايات از رجال و معاريف چنان مي‌گفت كه گوئي در ناباوري فيلم تماشا مي‌كني: آقاي تقي‌زاده درست همينجا كه نشسته‌ايد در اين باره فرمودند كذا و كذا ... آقاي ميرزا محمدعلي‌خان (تربيت) در «دانشمندان آذربايجان»اش درباره «يوسف قره‌باغي» نادرست نوشته بود عرض كردم، اما از من شاگرد قصاب به جد نگرفت ...

ارسال نظر | بيننده: 27

ادامه نوشتار
 
احمدی تبریزی
نوشته شده توسط م - کریمی   
04 تیر 1394 ساعت 09:06

بسیاری از شاعران ترکی گوی ایران هنوز شناخته نشده اند. شاید تعداد این شاعران ناشناخته متجاوز از صدها و شاید هم بیشتر باشد. بی تردید برای ادیبان تاریخ ادبیات آذربایجان و جویندگان این وادی، سالهای پُرکاری در پیش است؛ زیرا هزاران نسخه ی خطی از کُنج کتابخانه های رسمی و شخصی سر برمی آورند و به عالم ادبیات معرفی می شوند. باز هم مطمئن باید بود که هنوز یک از صد نسخه هم شناخته نشده است. یکی از نوابغ ادب آذربایجان در سده ی هشتم هجری همانا احمدی تبریزی است که نامش در هیچ تاریخ ادبیاتی وارد نشده است؛ هرچند که ابیاتی از او در جنگها و برخی تذکره ها آمده است. اما در دهه ی گذشته نسخه های خطی وی سر از کتابخانه های دانشگاهی بیرون آورده و متن آثارش نشان می دهد که بزودی توجه عالمان و ادیبان را جلب خواهد کرد و آوازه اش در عرصه ی علم و ادب همه گیر خواهد شد. نخستین اثر او با نام اسرارنامه در سال 1996 در آنکارا چاپ شد و اثر دیگرش هنوز به زیور طبع نرسیده است، هرچند که نسخه ی خطی اش در سال 2006 معرفی شده است.

ارسال نظر | بيننده: 149

ادامه نوشتار
 
حلاج اوغلو/ پولاد مردی از تبار عیاران
نوشته شده توسط رضا همراز   
03 تیر 1394 ساعت 00:34
  • بوندان اول حلاج اوغلو چوخ ایدی
  • دگیرمانین مالیاتی یوخ ایدی
  • سلاحیمیز عمود ایدی اوخ ایدی
  • هف تیر چیخدی ؛ ایش  قالخانا قالمادی .

                                                   میرزا علی معجز شبستری

 

حلاج اوغلو یکی دیگر از عیاران عصر دوره قاجاری در تبریز بود که نام و آوازه اش سالها ورد زبان مردم کوچه و برزن بود . گوشه هایی از شجاعت و دلاوری های این عیار حتی زینت بخش کتب تاریخی نیز می باشد . حلاج اوغلو نیز همانند اسلاف خود یعنی کوراوغلو ها ، کرم ها ، قوچ نبی ها ، زینب پاشاها و ... در دستگیری از مظلوم گوی سبقت برداشته بود که این چنین مردم دوست داشتند . در این راستا دکتر ترابی جامعه شناس برجسته شهرمان چه زیبا نوشته اند : « سخن گفتن از ابراهیم حلاج اوغلو ، سخن گفتن از آنگونه رادمردانی است که نیرومندی جسمی را با صلابت و قدرت روحی ، و رشادت و ستم ستیزی را با صداقت و وفا با هم داشته اند . ولی ، گرامیداشت این پولاد مردان از آن نقطه نظر نیست که بازوانی توانا یا سرپنجه ای قوی یا هیکل و جثه ای درشت داشته اند ، بلکه این تجلیل ، عمدتاً بزرگداشت ویژگیهای معنوی و فکری و روحی بزرگ مردانی است که قدرت بدنی  و هوش و خرد و حیات و هستی خود را در خدمت انسانها و تکامل فرهنگ و خرده فرهنگ خود و تعمیم سجایای اخلاقی و تعالی معنوی جامعه خویش قرار داده اند .» زنده یاد طاهر زاده بهزاد در کتاب گرانسنک خود از این عیار به نیکی یاد آورده و می نویسد : « حلاج اوغلی از محله خیابان بوده و در آنجا شهرتی بدست آورده و کم و زیاد در سبک حاجی اللهیار دست بکار شده و حتی یک قدم هم فراتر گذاشته و از ثروتمندان پول گرفته و به فقرا و بیوه زنان و یتیمان می داد و از مفهوم قصه ها معلوم می شود که طرفدار تعدیل ثروت بوده است .

نظرات (2) | بيننده: 278

ادامه نوشتار
 
استاد کریمی مراغه ای در نگاه بزرگان
نوشته شده توسط محمد حسین قابل نژاد   
02 تیر 1394 ساعت 15:46

بزودی کتاب « استاد کریمی مراغه ای در نگاه دوستان » شامل گزیده ای از مجموعه آثار و خاطرات استاد کریمی مراغه ای شاعر طنّاز معاصر ؛به همراه گزیده ای از آثار دیگر شاعران و نویسندگان منتشر خواهد شد .

از تمامی اساتید و علاقمندان در خواست و استدعا می گردد ، چنانکه عکس ، خاطره ، شعر ، نقد ، نظر در مورد استاد کریمی دارند جهت نشر به ایمیل زیر ارسال نمایند .

با تشکر - محمد حسین قابل نژاد

This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it

ارسال نظر | بيننده: 44

 
آذربايجان ائل ماهنيلاري
نوشته شده توسط م.ع.فرزانه   
01 تیر 1394 ساعت 09:04

آذربايجان ائل ماهنيلاري، ايسترسه سؤز قورولوشو و ايسترسه‌ده موسيقي آخارليغي و دويغو دولغونلوغو باخيميندان، آذربايجان موسيقيلي ائل ادبياتي نين اولدوقجا ياييلميش و خلق آراسيندا، كندلرده وشهرلرده، آغيزدان ـ آغيزا دولاشان وائل ـ اوبا آراسيندا دؤنه ـ دؤنه و سئويله ـ سئويله اوخونان نوعلريندن بيريدير. هم ماهر چالقيچيلار و اوخويانلارين وسيله سي ايله ايفا ائديلن و هم ده هر بير سؤز بيلن، ديل آنلايان آذربايجانلي طرفيندن بويوك رغبتله اوخونولان و ائشيديلن بو ياراشيقلي ماهنيلارين هاميدان قاباريق خصوصيتي اوندا ديركي، بورادا سؤز غنايي شكيلده موسيقي ايله بيرله شير وانسان دويغولاريني جوشدوران و اونلارا قول ـ قاناد وئرن گؤزه‌ل نغمه‌لر يارادير

حياتين جور به جور قايناقلاريندان و هاميدان چوخ انسانين آرزو، ناكامليق، سئوينج، حسرت و ايستكلريندن جوشان وخلق بديعي ياراديجيليغي نين ان اينجه جهتلريني اؤزونده عكس ائتديرن غنائي ائل ماهنيلاري، سؤز قورولوشو جهتدن چوخ سليس و آخارلي اولور. سؤزلره سو آخاري وئرن بوروانليق حتي اونلاردا بير چوخ تشبيه، استعاره و مجازلارين ايشه آپاريلماسي ايله ده اسكيلمير. غنائي ماهنيلارين چوخوندا ايشله ديلن ناغارات (برگردان ـ قاييديش)لار اونلارين غنائي جهتدن بيرداها جانلاماسينا و درين تاثير گؤسترمه‌سينه يارديم ائدير.

نظرات (1) | بيننده: 58

ادامه نوشتار
 
اردبیللی لرله قارداش واری گلایه
نوشته شده توسط رحمتلیک مجید یالقیز   
31 خرداد 1394 ساعت 02:52
  • آیریلیقدان باغریمی سن ائیله دین قان اردبیل           
  •   حالیمی پوزدون یامان اولدوم پریشان اردبیل
  • مندن آیریلدین ؛ منی آغلار ندن قویدون بوگون ؟
  • سینه می بو آیریلیقلار ائتدی شان – شان اردبیل

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 چوخ سئوینمه آیریلیقدان سنده چیخدین آغ گونه

  • چاتدین آخیر مطلبه اولدون بیر اوستان اردبیل!

ارسال نظر | بيننده: 53

ادامه نوشتار
 
Önsöz
نوشته شده توسط . Dr. Hüseyin Düzgün   
30 خرداد 1394 ساعت 03:00

Nizâmû’d-dîn Alîşîr Nevâyi 9.2.1441 (17 Ramazan 844 H.) tarihinde Heratta yaşayan Uygur Türlerinden olan bir ailede dünyaya geldi. 11 yaşında iken Sebzvarda Emir Ğiyasü’d-din Mansürun oğlu Hüseyn Baykara ile tanışmiş, onunla birlikter öğrenim yapmıştır. 16 Yaşında Meşhede gitmiş ve orada oğrenimine devam etmiştir. Atası Ğiyasü’d-din Kiçkine Bahâdır vefat etdikten sonra, Semerkanda gitmiş ve orada H˘âc Fazlu’llâh Ebû Leysî hanekâhında iki sene derslerine devam etmiştir. 28 Yaşında  Herata gelmiş ve Sultan Hüseyn Baykaranın Mühürdarı lakabı ile onun veziri olmuştur. 31 Yaşında Divanbeyi lakabı almış ve 37 Yaşında Abdurrahman Camînin irşadı ile Nakşbendi tarikatına intisab etmiştir. O, H. 906 (1500 M.) yılında vefat etmiştir.

Alişîr Nevâykden 29 eser kalmıştır.

 

Dîvânları

1- Garâibü’s-sığar

2- Nevâdirü’ş-şebâb

3- Bedâyi’ül-vasat

4- Fevâ’idü’l-kiber

5- Farsça dîvânı

ارسال نظر | بيننده: 237

ادامه نوشتار
 
سفر و سفرنامه‌های ناصرالدین شاه به فرنگ
نوشته شده توسط مجید غلامی جلیسه   
29 خرداد 1394 ساعت 10:26

ناصرالدین شاه چندین سفر به فرنگستان داشت که هرکدام بارها چاپ و انتشار یافته است. در این مقاله سعی میکنیم نگاهی به این سفرها و نسخه‌های خطی بجای مانده از آنها و همچنین چاپها و ترجمه‌های مختلف آن داشته باشیم.

ناصرالدین شاه از جمله پادشاهانی بود که سفر را جز لاینفک سیستم حکومتی خود قرار داده بود و هر از چندگاهی سفرهایی در شهرهای ایران و یا کشورهای خارجی انجام می‌داد، و از جمله عادات پسندیده وی نگارش یادداشت‌های روزانه و حتی چاپ و انتشار آنها بود. هرچند عده‌ای به این سفرها خاصه به کشورهای اروپایی نگاهی مغرضانه‌ داشته‌، اما حقیر به شخصه معتقدم که این سفرها در ابعاد مختلف اقتصادی، سیاسی و فرهنگ نتایج فراوانی داشته که البته مجال پرداختن به آن در این محل نیست.

ناصرالدین شاه در مدت حکومت خود بر ایران سه بار به مسافرت فرنگ رفت، به جهت علاقه ناصرالدین شاه به ثبت وقایع و چاپ و انتشار آنها نه تنها این سفرنامه‌ها توسط دستگاه دولتی چاپ و انتشار یافته بلکه به جهت اهمیت حکومت قاجار در دوره وی این سفرنامه‌ها توسط ناشران دیگر چاپ و انتشار پیدا کرده و بارها نیز به زبانهای مختلف ترجمه و انتشار پیدا کرده است. که ترجمه این سفرنامه‌ها به زبانهای روسی، آلمانی، انگلیسی و فرانسه حاکی از اهمیت اطلاع این کشورها از افکار و برنامه‌های ناصرالدین شاه و حکومت قاجار برای آنها داشته است.

در کنار ثبت وقایع توسط ناصرالدین شاه برخی از همراهان وی نیز اقدام به نگارش سفرنامه‌های ناصرالدین شاه به قلم خود نموده‌اند که از آنجمله می‌توان به سفرنامه فرنگستان نوشته شخصی به عیوق اشاره کرد که سفر اول وی را در تاریخ ۲۱ صفر ۱۲۹۰ ق. به فرنگستان را به صورت منظوم درآورده است. دو نسخه از این سفرنامه در کتابخانه ملی به شماره ۵۰۴ و کتابخانه دانشگاه تهران به شماره ۱۶۹۲-ف موجود می‌باشد. سفرنامه دیگری نیز از ناصرالدین شاه به نظم به شماره ۱۷۰۵-ف در زمره میکروفیلمهای دانشگاه تهران موجود می‌باشد که البته تصویر نسخه‌ای به شماره ۴۸۲۳-۸۷۵ در کتابخانه ملی است.

ارسال نظر | بيننده: 65

ادامه نوشتار
 
<< << < < 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 > > >> >>

صفحه 1 - 12 از 1427
   

تصاویر

آمار سایت

 

 

معرفی کتاب

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS
AZCMS AZCMS AZCMS
 
   
 
AZCMS AZCMS AZCMS
AZCMS AZCMS AZCMS
   
AZCMS AZCMS AZCMS