AZCMS
AZCMS AZCMS AZCMS
 

This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it به وب سایت ادبی - تحقیقی رضا همراز خوش آمدید. لطفا با درج نظرات و پیشنهادات خود ما را در پربارتر نمودن این وب سایت یاری نمائید. This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it

 
 
AZCMS AZCMS AZCMS
AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS
 

منوی اصلی سایت

ورود به سایت






كلمه عبور را فراموش كرده ام
ايحاد نام كاربري در سایت

خبرخوان ها

   

دختر باتوم‌خورده
نوشته شده توسط حافظ خیاوی   
03 مرداد 1393 ساعت 11:52

گفتم: «همین جا تشریف داشته باشید، الان صدایش می‌کنم» و از پله‌ها آمدم بالا. با لباس راحت رفته بودم پائین؛ شلوار ورزشی و زیر پیراهنی. با آن شلوار کثیف مهدی پاک آبروم رفته بود. خواستم شلوار درست و حسابی بپوشم، روی زیر پیراهنی، پیراهنی بپوشم، تنبلی کردم، نپوشیدم. من از کجا می‌دانستم که کی آن پائین منتظرم نشسته است. گفتم حتما مثل همیشه، یکی از بچه‌هاست. تعارفی که با آن‌ها نداشتم. وقتی شماره‌ی اتاق ما از بلندگو بلند شد، گفتند که یکی از اعضای اتاق 309 بیاید پائین، همین‌جوری که در خوابگاه می‌چرخیدم، رفتم پایین. اصلا فکرش را هم نمی‌کردم که همچون کسی آن پائین منتظرم نشسته باشد.


لباس پوشیدم. موهایم را مرتب کردم، به موهایم روغن زدم. دستی به سر و روی کفشم کشیدم و، رفتم پائین. به کسی هم چیزی نگفتم که کجا می‌روم، با کی می‌روم. خیلی هم به سرعت لباس پوشیدم. نمی‌خواستم کسی بپرسد که کجا می‌روم. به ارسلان هم که خوابیده بود، چیزی نگفتم. بیدارش نکردم تا همه چیز را برایش بگویم، یا حتا ازش اجازه بگیرم؛ گفتم بگذار بخوابد، گفتم بگذار یک بار هم که شده ما هم نامردی کنیم.
رفتم پایین. مرا که دید از پله‌ها می‌آیم پائین، بلند شد. جلوش ایستادم. گفتم برویم. با تعجب نگاهم کرد. گفتم: «چرا ایستاده‌اید؟ مگر نگفتید که بروم و صدایش کنم؟» لبخند زد. آمدیم بیرون. گفت: «آدم شوخی هستید؟» گفتم حالا کجایش را دیده‌اید. گفتم: «کدام وری برویم، برویم بالا، یا برویم پائین؟» با دستم بالا و پائین خیابان را نشان دادم. گفت که برویم بالا، خلوت‌تر است. راه افتادیم.

 

ارسال نظر | بيننده: 6

ادامه نوشتار
 
صلح ماهنی سی
نوشته شده توسط نوروز گنجعلی   
02 مرداد 1393 ساعت 17:35

 

آنا قلبیم اودلانیر
سؤز دوشنده دعوادان.
بس دئییلمی ای اینسانلار
تؤکولدو قان، آخدی قان؟!
بس دئییلمی آنا تورپاق
سو ایچدی گؤز یاشیندان؟!

ارسال نظر | بيننده: 13

ادامه نوشتار
 
زیبا شناسی حمام حور
نوشته شده توسط سعیدوعلی فیوضات و نوشین پیشکار   
01 مرداد 1393 ساعت 18:08

وقتی وارد حور شدیم، از دیدین بنای قدیمی حمام واقع در مرکز آن در حیرت فرو رفتیم. بلافاصله از خودرو پیاده شده و از نزدیک به مشاهده قامت تاریخی، زیبا اما زخم خورده یکی دیگر از آثار پدرانمان پرداختیم. اثری که همانند سایر اثرهای به جا مانده از پدرانمان که هنر شهرمان را با افتخار به نمایش می گذارند مورد بی مهری قرار گرفته است. زیبایی گنبد هایی که نقشه ساخت و فرم آنها کاملا متفاوت می باشند. ما را مجذوب خود نمود. بعد از عکس برداری از جهات مختلف و زخم های تحمیل شده به آن شروع به بررسی جزئیات نمودیم. فنداسیون یا(بینؤره) بنا از سنگ قبرهایی که نشان از تاریخ قبل از اسلام دارند،ساخته شده ، و یکی از آن سنگ ها که به ادعای اهالی دارای نقوش زیبا و عجیبی بوده با تخریب قسمتی از بنا مورد سرقت سودجویان قرار گرفته. با مشاهده زخم عمیق بر پیشانی ورودی بنا متوجه غیبت شناسنامه نشان دهنده بنا شدیم، که به ادعای اهالی تاریخ مرمت ، ساخت  و نام حمام در  آن سنگ حک شده بوده و به سرقت رفته است.

ارسال نظر | بيننده: 21

ادامه نوشتار
 
روزنامه‌های مشروطة دوم و کاربُرد ترکی آذربایجانی
نوشته شده توسط ناصرالدين پروين   
31 تیر 1393 ساعت 17:25

نگاهی گذرا به روزنامه‌های غیر فارسی این دوره

شانزده سال و اندی فاصلة سقوط استبداد صغیر و به تخت نشستن پهلوی اول است. در این مدت، به جز فارسی، ده زبان مختلف دیگر (ترکی، کردی، عربی، ارمنی، سُریانی، فرانسه، انگلیسی، روسی، آلمانی، عبری) در پیآیندها (روزنامه‌ها و مجله‌ها)ی ایران به کار رفته است. از آن میان، وجود خبرنامه‌ای به آلمانی، از دایرة حدس بیرون نیست، اما آگهی‌های آلمانی در روزنامه‌ها دیده شده است. عبری نیز، جز به صورت متن‌های مذهبی سه روزنامة فارسی‌زبان یهودیان نیامده است؛ در عین حال، دوتا از آن‌ها، به فارسی و خط عبری به چاپ می‌رسیدند.

     از 60 عنوانی که 8 زبان دیگر را به کار برده‌اند، 34 عنوان به زبان ارمنی بودند و این، برابر با حدود 58 درصد مجموع روزنامه‌ها و مجله‌های غیرفارسی یا دوزبانه است. زبان فرانسه، با 5 نشریه‌ای که سراسر به این زبان چاپ می‌شدند و 11 عنوان دوزبانه، در مرحلة بعدی قرار دارد؛ اما حجم این نشریه دست کمی از مجموع نشریه‌های ارمنی‌زبان نداشته است. برای نخستین بار، دو گویش کردی (سورانی و کُرمانجی) و همچنین زبان انگلیسی نیز به روزنامه راه یافتند و چنان که اشاره کردم، نخستین آگهی‌های آلمانی هم دیده شد. افزون بر این، پاره‌ای از اطلاعیه‌های سفارتخانه‌های بیگانه به زبان‌های اروپایی به چاپ می‌رسیدند. به این‌ها، باید گویش‌های مشهد و رشت را نیز ــ اگر چه تنها به صورت شعر طنزآمیز بوده‌اند ــ افزود.

ارسال نظر | بيننده: 14

ادامه نوشتار
 
عمواوغلی ها /استادان گمنام عرصه فرش
نوشته شده توسط یوسفی   
30 تیر 1393 ساعت 17:26

آسمان تاريخ هنر اين مرز و بوم، ستارگان درخشاني دارد كه به يُمن وجود آثارشان هيچگاه در كهكشان هستي به نيستي نخواهند رسيد و در اين ميان قالیبافان، ستارگان گمنامي هستند كه مي‌‌بايست همچون اخترشناسي متبحر نسبت به كشف آنان اقدام كرد.
بسياري از صفات انسان از ذات باري تعالي كسب شده است كه يكي از آنها خلاقيت است و كسي كه اين صفت را شكوفا مي كند و مي پروراند به خلق دست زده است و به جرأت مي‌‌توان گفت كه آثار استاد عبدالمحمد عمواوغلي و برادرش عليخان عمواوغلي درتاريخ قالی ايران همواره درخشان خواهد ماند.
خانواده عمواوغلی، هنر قالی سيصد سال قبل را با حال و آينده‌اي كه در پيش رو دارد پيوند زدند، در آثارشان علاوه بر ویژگیهای خاص هنری همیشه میتوان درهم آمیزی ذهنيت نقاش و بافنده را مشاهده نمود. آنچه كه بيش از پيش توجه ذهنيت طراح و نقاش را به خود جلب نموده است وجود اساتيدي است كه هر يك به نوعي در عرصه طرحهاي اصيل و سبكهاي متنوع قالي به فعاليت پرداخته‌اند و آثار ارزشمندي را به يادگار گزارده‌اند تا اين شمع فروزان همچنان روشن بماند و چراغي در تاريكي محض سو سو زند تا با همان سوسوي كم اش راه را از بي راهه متمايز گرداند.

ارسال نظر | بيننده: 26

ادامه نوشتار
 
كاظم خان قره باغي و ماجرای کاظم داشی
نوشته شده توسط دکتر توحید ملک زاده دیلمقانی   
29 تیر 1393 ساعت 15:29
  •        سنگ قيرخلار سنگي است محکم و مستحکم مانند شبه جزيره،سه طرفش آب و يک طرف متصل به خشکي؛ از هيچ طرف آن راهي و معبري ندارد؛مگر اينکه راهي دارد تنگ و باريک از کمره آن به قله قلعه مي رود و در کمره آن نزديک به قله سنگ را شکافته اند قريب 10 متر طول آن است،پُل قرار داده اند؛اگر چيزي از همان پُل رد شود يک راست به دريا مي رود؛مسافت[ارتفاع] ميان پُل و دريا قريب هزار متر است و در قله آن چند چاه سنگ کنده اند؛خصوصاً يکي از انها قريب 7 يا 8 متر عمق آن است؛تماماً سنگ صاف تراشيده و کنده اند؛ خاصه يک سنگ در کنار آن چاه است تقريباً هزار پوند وزن آن مي باشد، [پوط =16 کيلو] که در چهار طرف آن اثر و جاي قلابه هاي زنجير نمايان است؛گويا به نظر مي آيد که اين سنگ را از توي چاه کشيده اند؛جهت اينکه اثر ساييدگي زنجير در ديوار چاه نمايان است؛همين چاه در سر و قله اينچنين کوه منبع دارد و علاوه از آن محل چاه چنان است که موقع باريدن برف و باران از هر طرف آب جاري چاه شده به آن مي ريزد؛ مع هذا آب شرين و خوشگوار دارد و نه گنديده مي شود و به مصرف مي رسد...
  •        علاوه آثار بناهاي قديم و پايه عمارات وانمود مي شود (کذا) و يکي از آثار قديم عمارتي است که از سنگ و گل درست کرده اند؛هر يک از آن سنگها [را]50 نفر در اين دوره نمي تواند برداشته و به ديوار بگذارد؛علاوه،سنگي از مرمر صاف درست کرده و يادگاري در آن نوشته بود؛ چون در قديم بوده و دوره اين بنده شکسته و پارچه هايش تلف شده بود؛ سواي يک پارچه به خط عربي برجسته خيلي عالي نوشته شده بود :السلطان بن السلطان بن الخآقان بن الخآقان،ديگر سابق و لاحق آن نبود تا معلوم شود يادگار کيست؟علاوه در دوش دروازه اول سنگي سفيدي نصب کرده بودند با خط برجسته نوشته بودند : الحکمه لله ابوالنصر حسن بهادرخان؛علاوه در سينه شرقي آن حوضي از آب دارد؛از جکمت حکيم علي الاصلاق که تقريباً 40 متر مربع مساحت دارد و مختصراً منبع دارد از آسمان[از سنگ بالاي حوض]هم آب ترشح ميکند که خيلي آب خنک وخوشگوار دارد و چندين متر فاصله باز حوضي دارد قريب پانزده متر طول و هَشت متر پهنا؛روي آن با گچ و آجر طاق زده بودند؛[از]همين طاق در هنگام تحصن مردم[در غايله سيميتقو]اهالي آجرهاي آن[را]آورده[در روي انها]عوض تنور نان مي پختند و چنين آثار غريب در اثر چنين وحشيگري خراب گرديد و از جمله مساحت سطح قله تقريباً 10 طناب مساحت ارضي دارد...»[هر طناب تقريباً کمي بيشتر از چهار هزار مترمربع است]

ارسال نظر | بيننده: 40

ادامه نوشتار
 
یک رباعی در وصف مولی الموحدین
نوشته شده توسط تبریزی   
27 تیر 1393 ساعت 13:25

اعلی تر از آنی که علی (ع) خوانندت

والاتر از آنی که ولی دانندت

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  بر هستی خود گواه می خواست خدا

بی مثل بیافرید و بی مانندت

 

نظرات (1) | بيننده: 46

 
گودوش ديغيرلانار دوواغين تاپار
نوشته شده توسط صمد چايلي   
27 تیر 1393 ساعت 12:48

- آدين ندير؟ اؤزونو قيساجا تانيتدير.

- آديم گؤدوش‌دور. ساخسي‌دان دوزه‌لينميش گيرده و ايچي بوش يئمك قابي‌يام. ايندي‌لر آلومينيوم‌داندا دوزه‌لينيرم.

- يولداشين وار يا يوخ؟

- يولداشسيز ياشاييش، اينجيده‌ر مني.

- اوندا، اونون آدي ندير! كيم‌دير، نه‌چي‌دير؟

- اونا دوواق دئيه‌رلر. او منيم قاپاغيم‌دير. ايچه‌ريمي گيزلي‌ ساخلار. ايستيمي قويماز ديشاري قاچا. جنسي اؤز جنسيم‌دندير. آمما گؤرونتوسو منيم‌كيمي گيرده دئييل، صاف‌دير. ديغيرلانماز، دوشدويو يئرده ترپنمز قالار.

- بير- بيريزي ايتيره‌نده، نئجه تاپيشارسيز؟ او سني آختارا، يوخسا سن اونو؟

- اونون صاف‌ليغي، گزيب دولانماغينا مانع‌دير. اوناگؤره‌ده من گيرده‌ليگيمه سؤيكه‌نيب، ديغيرلانا- ديغيرلانا يولداشيمي گزه‌رم.

ارسال نظر | بيننده: 35

ادامه نوشتار
 
میرزا محمود خان اسکوئی/ عضو مرکز غیبی تبریز
نوشته شده توسط مهدی عارفی اسکوئی - ایشیق   
26 تیر 1393 ساعت 13:52

از پیشگامان نهضت مشروطیت در اسکو

در مورد تعداد اسامی و چگونگی زندگینامه شخصیت های آزادیخواه و مبارزین راه آزادی که از منطقه اسکو در تکاپو و فعالیت های مرکزی نهضت ها و جریان های سیاسی و نظامی تاریخ کشورمان در ادوار مختلف و در شرایط متفاوت قرار گرفته و عده ای نیز از اینان با آغوش باز به پشیواز مرگ سرخ شتافته اند، اگر بخواهیم سخنی به رشته تحریر بیاوریم، به جرأت می توان گفت که نوشتن سرگذشت این چنین شخصیتهائی کاری بسیار دشوار و سخت خواهد بود. علت این امر ناشی از متعدد بودن چنین افرادی در صحنه زرین تاریخ و همچنین جاری بودن نام و یاد اینان بر زبان مردم می باشد که متأسفانه به علت نبودن اسناد و مدارک مستند تاریخی کافی یا به علت کمبود آثار مکتوب در مورد سابقه مبارزه و زندگینامه افرادی از این قبیل، در این قسمت به شرح زندگینامه کوتاه « میرزا محمود خان اسکوئی» که در اوراق پر بهاء تاریخ به یادگار مانده است، می پردازیم.

همچنان که خوانندگان گرامی مطلع می باشند، جنبش مشروطیت در زمان سلطنت قاجاریه به خصوص مظفرالدین شاه قاجار شروع شد، ولی بر اثر فشار زیاد از طرف حکومت وقت، کانون مرکزی نهضت توسط دلیر مردان غیور آذربایجان در تبریز نقش گرفت و آذربایجان به خصوص تبریز به مرکز اصلی مبارزه علیه قاجاریه تبدیل گردید.

ارسال نظر | بيننده: 37

ادامه نوشتار
 
اردبیل
نوشته شده توسط حاج موسی هریسی نژاد « هریسی »   
26 تیر 1393 ساعت 13:47
  • نعم المکان عالم امکاندیر اردبیل
  • جام جهان نمای سلیمان دیر اردبیل
  • آرتاویل یمیش اصل آدی یعنی مقدسه
  • دوور زامان سببدی کی الان دیر اردبیل
  • سندس قبایه ، قامتینین وار لیاقتی
  • ذوق آفریندی ، سر و خرامان دیر اردبیل

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  • دوققوز اتابکیندی ایشیقلی دان اولدوزو
  • شعرا ی غمزه ، شمع شبستان در اردبیل
  • الوند ، ساو – آلان ، آغری داغ ، قافقاز و سهند
  • هیکل ، داماریندا قان دیر اردبیل

ارسال نظر | بيننده: 28

ادامه نوشتار
 
تاریخچه یک صد ساله فرش آذربایجان
نوشته شده توسط رضا همراز   
23 تیر 1393 ساعت 18:01
  • من راجع به تاریخچه دیرین فرش در آذربایجان نمی خواهم سخن برانم . چرا که نه در تخصص من است و نه منابع و ماخذ لازم را فعلاًدر دسترس دارم .اما دلم می خواهد اگر شتابزده هم باشد این هنر فاخر را در یکصد سال اخیریعنی پس از صدور فرمان مشروطیت تا به امروز بررسی نمایم . به عبارتی می خواهم جایگاه فرش را از انقلاب مشروطیت تا انقلاب مورد بررسی قرار دهم . از قدیم الایام از فرش به عنوان یک شئی قیمتی و ارزشمند یاد گردیده و استفاده می شد . عکس هایی که از دوره قاجار بازمانده اند ، مشاهده می کنیم که شاهان و شاهزادگان قاجار معمولاً تکیه بر فرش ها عکس انداخته و با پزهای مخصوص در کنار آنها عکس گرفته اند . جالب است که در بعضی از عکس ها مثلاً به هنگام تشریف فرمایی بزرگان به شهری طاقهای نصرتی دیده می شوند که از آنها چندین فرش نفیس نیز آویزان شده که به آن طاقها حال و هوای دیگری بخشیده اند .
  • در مراسم های افتتاح نیز معمولاً از فرش به عنوان کالای زینتی استفاده می شد. نکته ای جالب که در این عکسها مشاهده می شود اینکه ، در کارخانه های فرش بافی معمولاً زنان با این هنر بیشتر دست و پنجه نرم می کردند تا مردان و نشانی به ظاهر از مردان مشاهده نمی شود !! در همین دوره یعنی قاجار اهل ذوق و قدر شناس به غیر از بافتن فرش هایی که زینت هر خانه و کاشانه می بودند عکس ها و پرتره های قهرمانان و در موارد نادر بزرگان خانواده را نیز در فرش ترسیم می کردند . در همین خانه مشروطیت تبریز خوشبختانه چهار فقره ( و به عبارت صحیح تر) تخته فرش از آنها هنوز هم باقی بوده و به نمایش عمومی گذاشته شده اند که مشخصات آنها را می توان چنین برشمرد .

ارسال نظر | بيننده: 233

ادامه نوشتار
 
نقش قالی در دوران مشروطه تبریز
نوشته شده توسط امید بنام   
23 تیر 1393 ساعت 17:43

مقدمه

شهر تبــريز است اين مينو ديـار

از نيـــاكان مانده بر ما يادگار

همچو باقرخان و چون ستارخان

قهرمـــانان زاده مام اين ديـار

هـر زمـان آذربجــانـان داده اند

جـان به آذربايجــان با افتخار

آذربايجان ديار حماسه و هنر، كه در تاريخ ايران زمين سرفرازانه رخ مي نماياند. و تبريز، شهري بر آمده از دل قرون و اعصار، نگيني درخشان تا اَبد، در آغوش باغهايي زيبا و مردمان و زنانی فعال و هنر دوست. همزمان نسيمي كه با مشروطيت در ايران وزيد، عطر دل انگيز عشق به ميهن و علاقه به سرنوشت ملي را، در فضاي سرزمینمان پر كرد. افكار روشنفكر و آگاه علي رغم مخالفتهاي حكومت در جامعه راه يافت و مردم پذيراي مفاهيمي جديد از دانش و فرهنگ و هنر نو شدند و ميتوان گفت رنسانس واقعي در فرهنگ ايران رخ داد.

ارسال نظر | بيننده: 45

ادامه نوشتار
 
<< << < < 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 > > >> >>

صفحه 1 - 12 از 1107
   

تصاویر

آمار سایت

 

 

معرفی کتاب

 
 
 
 
 
 
 
 
 
AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS
AZCMS AZCMS AZCMS
 
   
 
AZCMS AZCMS AZCMS
AZCMS AZCMS AZCMS
   
AZCMS AZCMS AZCMS