AZCMS
AZCMS AZCMS AZCMS
 

This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it به وب سایت ادبی - تحقیقی رضا همراز خوش آمدید. لطفا با درج نظرات و پیشنهادات خود ما را در پربارتر نمودن این وب سایت یاری نمائید. This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it

 
 
AZCMS AZCMS AZCMS
AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS
 

منوی اصلی سایت

ورود به سایت






كلمه عبور را فراموش كرده ام
ايحاد نام كاربري در سایت

خبرخوان ها

   

اسكو ميزبان استاد شهريار در روزهاي بمباران هوائی شهرها
نوشته شده توسط مهدی عارفی   
10 شهریور 1394 ساعت 17:09

در زمستان سال 1365 جنگ بین ایران و عراق بابمباران وحشیانه شهراهای ایران به خصوص تبریز توسط هواپیماهای عراقی به نقطه اوج خود می‌رسد! . روزانه تقریباً جنایتکاران بعثی در دو یا سه نوبت مناطق مسکونی و سر پناه مردم بیچاره تبریز و سایر شهرهای آذربایجان را با بمب‌های ویرانگر به خاک و خون می‌نشاندند! بدین طریق روزانه تعدادی از مردم بی گناه اعم از زن و بچه و پیر و جوان را با وجیع‌ترین شکل به شهادت می‌رساندند. در این برهه از تاریخ بیدادگری اکثر اهالی تبریز با خانواده خویش پنادهده شهرهای آرام  شده به خصوص شهر فرهنگی اسکو را سر پناه خانواده خویش انتخاب می‌کنند. قلم فرسایی و نقل چنین رویداد مهمی خود وقت دیگری را طلب می‌کند، که در آینده مفصلاً به آن پرداخته خواهد شد.

در چنین بحبوحه‌ای اسكو در گيرو دار بمباران هوائي شهرها به خصوص تبريز ( زمستان سال 1365 ) بار ديگر نام پر آوازة خود را بر  يكي از اوراق زرين و پر افتخار تاريخ به يادگار نهاد . و آن ميزباني و پذيرائي از استاد ملك سخن و شاعر نامدار « حيدر بابايا سلام » يعني « استاد سيد محمد حسين بهجت تبريزي مشهور به« شهريار » بود

ارسال نظر | بيننده: 11

ادامه نوشتار
 
دَیَرلی شاعیر و ادبیاتچی فریدون حاصارلی
نوشته شده توسط یئکن لی ارکین   
09 شهریور 1394 ساعت 18:06

پنـبه ی  داغ  جنـون  ایـچره  نهـان  دیر  بدنیم       

 دیـری اولدوقجا لباسیم بودور ،اؤلسم کفنیم

           جانی جانان دیله میش وئرمه مک اولماز ای دیل    

    نه نزاع ائیله یه لیم اول نه سنین دیر نه منیم

  درین دوشونجه لی ، یوکسک سجییه لی، و وقارلی داغین گؤی لره یوکسه لمه سی، مطلق سوکوتا قوناق گئتمه سی، دوز - چوره یینه آند ایچمه لی بیر یولداشین نورلار ایچینده یاتماسی، کؤنوللریمیزی، آیریلماغی ایله، آجی – آغی ائدن اینسانین ایتگیسی، اوره ک سارسیدیجی دیر.

آذربایجانین هر بیر ضیالی سی عؤمرون دئییشنده، وطنیمیز آذربایجان آغیر گونلر کئچیریر.آنجاق وطن ساغ اولسون دئیه، وطنیمیزه داها آرتیق باش اوجالیق و اونون شرفلی اوغول – قیزلارینا اوزون عؤمور، جان ساغلیغی، یئنی باشاریلار و اوجا ذیروه لرده اولماق دیله ییریک.

ارسال نظر | بيننده: 48

ادامه نوشتار
 
اونوتقان‌ليق
نوشته شده توسط اصغر فردی   
08 شهریور 1394 ساعت 17:52

اوي ...  اوي! سن اي دنيا! دلي دنيا! دولو دنيا! آغير ائل و عائله صاحبي اولسادا 15 ـ 10 نفرليك اوغلو و گليني‌‌نين چيگنينده و دوداق آراسي اوتانقاج اوخونان لا اله الا الله پيچيلتي‌لاري‌نين مشايعتي‌ايله ايكي‌جه آدديم مرده‌شيرخانانين چيخيش قاپيسيندان قارا ميّت ماشيني‌نين آرخاسينا قدر داشيندي.

اوي .. اوي دنيا! نه صويوق و وفاسيزميش‌سان! كيمي‌نين اوّلي، كيمي‌نين آخري دئميش‌لر. كيمي ياريم شهر جمعيتين غلبه‌ليگي‌نين قوينوندا طورپاغا داشينير، كيمي‌ ايسه بير ـ ايكي حامبالين احساني‌ايله ايي‌له‌نرك باصديريلير.

در ـ دميرلردن دوزلميش برانكار واري تابوتو ميّت ماشيني‌نين دايانديغي يول قيراغيندان قبره قدر اون آدديم يول يا وار يا يوخ ايدي. اساساً او ايكي آدديم مسافه‌ني يونگول گئديردي چيگين‌لرده. او ايسه 96 ايل بويونجا نه‌ده آغير آخميشدي عمر يولونو. تام 96 ايل. اما بونا رغماً داشييجي‌لاري صانكي قاف داغيندان داش داشيميش‌لار كيمي هؤوله‌سك لؤهله‌يرك ايل‌لر يورغونونا بنزر بير حالدا دورموشدولار، قوجانين باشي اوستونده.

ارسال نظر | بيننده: 28

ادامه نوشتار
 
کاوش‌های باستان‌شناسی قلعه باستانی اورارتویی بسطام- ایران-آذربایجان، 1978- 1969م
نوشته شده توسط استفان کرول- ترجمه: محمد رحمانی‌فر   
07 شهریور 1394 ساعت 19:11

بسطام، نام باستانی "روسای. اورو. تور" یا "روسای‌پاتاری" ، ایران، آذربایجان غربی، (53̋ 38̊ شمالی، 57̋ 44̊ شرقی، ارتفاع از سطح دریا 1300متر): عظیم‌ترین قلعه اورارتویی در نیمه اول قرن هفتم ق.م.

روستای جدید بسطام [باسدام] تقریباً در 50 کیلومتری شمال شهر خوی، با ارتفاع 1300متر از سطح دریا، واقع شده است. تقریباً در 50 کیلومتری غرب آن، مرز ترکیه قرار دارد. در شرق آن، نخجوان به فاصله نزدیکتری قرار دارد. تقریباً در 100 کیلومتری شمال بسطام کوه آرارات (آغری داغ) واقع شده که در روزهای صاف و آفتابی قابل مشاهده است

این قلعه باستانی، بالاتر از روستای مزبور، بر فراز کوهی بلند در کرانه غربی رود آجی‌چای واقع شده است؛ درست در نقطه‌ای که رود مزبور وارد دشت وسیع و حاصلخیز قره‌ضیاءالدین می‌شود. در روزگاران گذشته، برای آبیاری دشت‌ مزبور، کانال‌هایی از این رودخانه منشعب شده است. این قلعه با قرار گرفتن در غربی‌ترین نقط|87 این دشت، نه تنها دشت مزبور را تحت کنترل داشته، بلکه بخش عمده‌ای از مسیر غرب- شرق، از پایتخت اورارتویی توشپا (وان) تا سرزمین‌های اورارتویی واقع در آذربایجان و ارمنستان را نیز کنترل می‌نموده است.

تاریخچه

همان‌گونه که کاوش‌های باستان‌شناسی در محدوده روستای جدید آشکار ساخته، این مکان تقریباً قبل از هزاره سوم پیش از میلاد مورد سکونت قرار گرفته است. این ناحیه از قرن نهم ق.م. بخشی از قلمرو اورارتو بوده است و قلعه کوچکی در آن زمان در این نقطه احداث شده بود که بعدها هنگام احداث قلعه بزرگتر فعلی، تخریب شد. اوج اقتدار بسطام در نیمه اول قرن هفتم ق.م. رخ داد؛ زمانی که روسای دوم فرزند آرگیشتی (650-675 ق.م.) قلمرو خود را ساماندهی نمود. قلعه بسطام در میان اقامتگاه‌های سلطنتی روسای دوم (آیانیس، آدیل‌جواز، کارمیربلور) مستحکم‌ترین آنها بوده است و در واقع پس از قلعه وان (توشپا)، بسطام بزرگترین قلعه اورارتویی محسوب می‌شود. با این وجود، این قلعه هم در دوره فرمانروایی روسا سقوط کرد و به آتش کشیده شد و دیگر مورد سکونت قرار نگرفت.

نظرات (1) | بيننده: 36

ادامه نوشتار
 
فريدون حاصارلي نين ياسيندا
نوشته شده توسط رياحي فر(سيّد )   
06 شهریور 1394 ساعت 09:32

بو اودلار يوردونون قاداسين آليم

قوينوندا بسله يير ايگيد اينسانلار

گونشلي تورپاغين قايغي سين چكن

ياشاميندا دوغما ائله يانانلار

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اردملي، ساييلان شيرين سؤزلولر

شاختا قاباغيندا سؤنمز كؤزلولر

ايگيدلر ياسيندا آغلار گؤزلولر

«حاصارلي» دوستوم تك درين قانانلار

نظرات (1) | بيننده: 94

ادامه نوشتار
 
کتاب فروش های تبریز
نوشته شده توسط غلامرضا طباطبایی مجد   
05 شهریور 1394 ساعت 12:43

بازار شیشه گر خانه تبریز تابلوی خاطرات نسل ماست. فضای تنگ و عطر آگین این راسته کهن و خاطره انگیز، که آن روزها مغازه هایش نه محل عرضه شیشه و بلور و انواع گردسوز شیشه ای، بلکه کتاب و دفتر و جزوه های درس بود، برای نسل ما، جوان های دهه 30 و40 که همراه داریوش رفیعی عاشق زهره می شدیم، عزیز است و به یاد ماندنی.

آن روزها، یک ماه تمام، از 15 شهریور تا 15 مهر هر سال پاتوق مان بازار شیشه گر خانه بود که در ازدحام هم سن و سالان خود گم می شدیم و کتاب های درسی را با نیازمندانش تعویض می کردیم. ریاضی ازگمی، جغرافیای چهارم رازی، ریاضیات رنرعلم الاشیا دوم، تعلیمات دینی ... این، کار هر سالمان بود که در آستانه گشایش مدارس معامله پایاپای انجام می دادیم تا خودمان را بدون آویختن به کیسه پول پدر به سال تحصیلی دیگر برسانیم. آن روزها را جوانان دیروزی و مردان پا سن گذاشته و از 50 گذشته امروزی هیچ وقت از یاد نبرده اند، اما شکل و قواره خود بازار و احیانا کتاب فروشی های صمیمی و درستکار را چرا! یا فراموش کرده اند و یا آرام آرام فراموش می کنند. شاید هم حق با ایشان باشد. با این جفایی که بر کتاب و کتاب خوان می رود.

دیگر امروز از آن بازار شیشه گرخانه دیروزی خبری نیست که از اول راسته تا انتهای آن کتاب فروش بود و ناشر روپا و کتاب چاپ کن نه قصاب و قند فروش و ادویه فروش و خواربار فروش و مرغ فروش، حتی اگر هم امروز سه چهار کتاب فرp6ش در آن دیده می شود، به جز 2 نفرشان، بقیه از سر عافیت جویی- شاید هم از سر اضطرار و اجبار، و یا دهن کجی به جامعه فرهنگی رنگ و رو باخته و به انزوا رانده شده بهتر دیده اند نوشت افزار بفروشند نه کتاب. دیگر از انتشارات ابن سینا، نخستین ناشر آثار صمد بهرنگی و معرف وی به جامعه فرهنگی، که با چاپ کتاب های روز رقابت تنگاتنگی با ناشران حرفه ای تهران داشت خبری نیست. اگر چه این وضعیت ناهنجار و دل آزار تسامح و تساهل مدیر فاضل و مردم دار سابق آن دکتر علی زاخری، را خدشه دار می کند و همواره دلش را می خلد، اما واقعیت تلخ بیان گر چیز دیگری است: نوشت افزارهای شیک و پیک ویترین و قفسه های ابن سینا را پر کرده است.

ارسال نظر | بيننده: 234

ادامه نوشتار
 
اوستاد فریدون حاصارلی دونیاسین دگیشدی
نوشته شده توسط ر-ه   
03 شهریور 1394 ساعت 20:58

آلدیغیمیز آجی خبره اساس ائل شاعیری اوستاد فریدون حاصارلی بوگون ساعات 4 ده اوجا تبریزده دونیاسین دگیشمیشدیر . بو نزاکتلی و ادیلی شاعیریمیزین تورپاغا تاپیشیرما مراسمی صاباح ساعات 12 ده تبریزین وادی رحمت مزارلیغیندا اولوب ، شام غریبانی ساعات 5 دن 7 قدر رسالت خیاوانیندا اولان امام حسن ( ع) مسچدینده و اوچو ایسه جوما آخشامی 5/6/94 ده لاله خیاوانیندا اولان امام حسین (ع) آدلی مسجد ده توتولاجاق . بو آغیر ضایعه نی بوتون آذربایجان ادبیاتی حاقدا چالیشانلارا ، اوزللیک له شاعیرلریمیزه ، باشدا اونون مفکوره لی اوغلو قلمداشیمیز رضا حصارلی یه باش ساغلیغی وئریریک . تانری میزین اوجسوز - بوجاقسیز رحمتینده .

نظرات (4) | بيننده: 179

 
ملانصرالدین چی طنّاز یازیچی و شاعیرلریمیزدن اسکندر خان غفاری سرخ پوش
نوشته شده توسط رضا همراز   
03 شهریور 1394 ساعت 12:16

جلیل محمد قلی زاده نین حیات یولداشی ، حمیده خانیمین 60 ینجی ایل دونومونه گوره :

الله نه اسکیلیردی دریای رحمتیندن

پیمانه وجوده زهراب دولماسایدی

آسوده سر اولوردوم آسیب درد و غمدن

یا دهره گلمه سیدیم یا عقلیم اولماسایدی .

دونیا شهرتلی ملانصرالدین درگی سی باره ده بوگونه کیمی اون لار مقاله ایستر ایراندا ، ایستر سه ده ایراندان قیراقدا قلمه آلینمیشدیر .بو دیرلی درگی نین سگیز سایی سی دا اوجا تبریزده نشر اولونموشدور . ملانصرالدین درگی سی تبریزده نشر اولوناندا بویوک بیر شور معارف چی لرین روحون بوروموشدو . بو قونودا تبریزده نشر اولونان تکامل گونده لیینین تبریک بولومو اوخومالی و اونملی دیر :

  تبریک

هفته گذشته جریده ( ملانصرالدین ) با طرز سابق خود از افق تبریز چهره محبوب خود را جلوه گر کرد – در کوچه و بازار صدای روزنامه فروش ها در پرده سامعة علاقمندان معارف و مطبوعات ایران یک دفعه طنین های شعف آمیزی را منعکس و در خاطر آن ها تاریخ خدمات معارف پروری و ایران خواهی این جریده محبوبه را که در مدت شانزده سال تمام بعهده گرفته بود تجدید نمود .

ارسال نظر | بيننده: 213

ادامه نوشتار
 
تراژدی «هیئت» بودن
نوشته شده توسط اصغر زارع کهنمویی   
02 شهریور 1394 ساعت 08:49

تاریخ معاصر آذربایجان، دو شخصیت بسیار موثر دارد که یکی به «سیاست» پا نهاد و با اقدام پراگماتیستی، توانست رویدادی مانند ۲۱ آذر ۱۳۲۴ را خلق کند و دیگری خرقه «فرهنگ» پوشید و مکتبی بنام «وارلیق» آفرید. راهی که «میرجعفر پیشه‌وری» و «جواد هیئت» رفتند، بسیار متفاوت بود؛ هرچه پیشه‌وری عملگرا، نترس، ریسک‌پذیر و راهبر بود، هیئت تئوریک، محتاط، دوراندیش و معلم بود. اولی، سختی‌ها و پیچیدگی‌های سیاست متمرکز و دگرناباور پهلوی را نپذیرفت و بر آن خروج کرد و دیگری اما، در متن همین سیاستِ دگرناباور پهلوی زیست، به مواجه منتقدانه با صحابه تئوریک آن پرداخت و با جهاد عالمانه تمام‌قد و تمام‌وقت، برای آذربایجان کارهای بزرگی کرد. این مقایسه، لزوماً به معنای قضاوت درباره پیشه‌وری نیست بلکه تنها برای تبیین چهره‌ای بلندنام بنام هیئت است که جایگاهی گران در تاریخ معاصر آذربایجان دارد. قطعا این دو شخصیتِ بی‌اندازه تاثیرگذار، اگر در هیچ مساله‌ای، اشتراک نداشته باشند، حداقل در یک مورد، اشتراک عجیبی دارند. آنها هر دو بیرون از «کشور خود» خاک شدند. «ایران» نه توانست پیکر «سیدجعفر پیشه‌وری» را در خود نگه دارد و نه پیکر «جواد هیئت» را. به‌طور طبیعی، شاید نتوان به‌دلایل آن‌روزهای طوفانی، انتظار دفن پیشه‌وری در ایران را داشت اما عدم دفن پیکر این دانشمند ایران و جهان در وطن خود، بسیار غیرعادی است.

 

تراژدی «هیئت‌بودن»

 یک ذهن تاریخی، بیش از هر چیز، به اهمیت و جایگاه شخصیت در تاریخ بها می‌دهد. گاهی اندیشه و تجربه زیسته برخی شخصیت‌ها  این‌قدر متفاوت، موثر، تحسین‌برانگیز و البته رنج‌آلود و افسانه‌ای است که ذهن تصویرگر انسان را ناخودآگاه به نقاشیِ تمام رنج‌هایی وادار می‌کند که  شخصیت، در مسیرِ شدن بر جان عزیز خود تحمیل کرده است. اینجا است که باید به درستی گفت، این مردان بزرگ در حیات خود، یک تراژدی تمام‌عیار را زیسته‌اند چرا که روح بزرگ زمانه کوچک خود  و ناموس حیات در عصر غربت بوده‌اند.

ارسال نظر | بيننده: 88

ادامه نوشتار
 
نظامی گنجوی‌نین یارادیجیلیغیندا عدالتلی‌لیک پرینسیپی
نوشته شده توسط پاشا صفراوف / کوچورن : فرهاد جوادی   
01 شهریور 1394 ساعت 09:18

...ایستر ساغلیغیندا، ایسترسه ده اؤلوموندن سونرا اونو شعیرلر حصر ائتدیگی دربند حؤکمداری سیف الدین مظفرین کنیز کیمی هدیه گؤندردیگی قیپچاق قیزی آفاق ایله ائولندیگی اوچون قیناییردی‌لار.

...لاکین او، آفاقا اولان محبتینی اؤز اثرلرینده ائله تصویر ائتدی کی، هامی اونون محبتی قارشیسیندا ساده‌جه سوسدو.

بعضاً ایسه بوتون اثرلرینی فارس دیلینده یازدیغینا و بونا گؤره ده دونیا طرفیندن فارس شاعیری کیمی تانیندیغینا گؤره اونو گوناهلاندیریردیلار.

...لاکین سونرا‌لار اؤزونون “لئیلی و مجنون” پوئماسیندا بوتون اثرلرینی فارس دیلینده یازدیغینی اؤزونه قصور توتموش، سونرا‌دان “یئددی گؤزل” پوئماسیندا بو مسئله‌ یه یئنی‌دن توخونموشدور.

اصلینده اونون یارادیجیلیغی بوتون قیناق و گوناهلاری کؤلگه ‌ده ساخلاماغا قادیردیر

او، دونیا ادبیاتی تاریخینه مثنوی فورماسیندا یازدیغی بئش پوئما‌دان عبارت "خمسه" ("بئش‌لیک") مؤلفی کیمی داخیل اولموش‌دور. 1177-جی ایلده بیتیردیگی "مخزن الاسرار" (سیرلر خزینه‌سی) آدلی ایلک پوئماسی اونا بؤیوک شهرت قازاندیرمیشدیر. III طوغرولون سفاریشی ایله قلمه آلدیغی "خسرو و شیرین" پوئماسینی 1180-جی ایلده بیتیرمیش و محمد جهان پهلوانا گؤندرمیش‌دیر. جهان پهلوانین اؤلوموندن سونرا تاختا چیخان قیزیل ارسلان گنجه‌نین یاخینلیغیندا اؤز چادیریندا اونونلا گؤروشموش و اونون نصیحت‌لرینی دینله میش، اونا حمدونیان آدلی بیر کند باغیشلامیش‌دیر. 1188-جی ایلده شیروان حؤکمداری I آخسیتان اونا "لیلی و مجنون" مؤضوع سوندا بیر اثر یازماغی سفاریش ائتمیش‌دیر. او، بوندان بُویون قاچیرماق ایسته‌سه ده اوغلونون تاکیدی ایله تکلیفی قبول ائدیب آز مدتده "لیلی و مجنون" پوئماسینی (شرقده ایلک دفعه) یاراتمیش‌دیر. 1196-جی ایلده علاالدین کؤرپه آرسلانین آدینا "یئددی گؤزل" اثرینی، نهایت، عؤمرونون سون‌لارینا یاخین بوتون ادبی-ائستئتیک، اجتماعی-فلسفی، حقوقی گؤروش‌لرینی یئکونلاشدیردیغی "اسکندرنامه" (تقریباً 1203-جو ایل) پوئماسینی قلمه آلمیش‌دیر.

20 آپرئل 2012-جی ایلده ایتالیانین پایتختی روم شهرین‌ده کی مشهور “ویللا بورگهئسئ” پارکیندا اونون عابده‌سی‌نین آچیلیشی اولوب. عابیده نین آچیلیشیندا ناپول شرق‌شوناسلیق اونیوئرسیتئتی‌نین پروفئسسورو مینئلی بئرناردینی چیخیش ائده‌رک بیلدیرمیش‌دیر کی، “داهی نظامی‌نین یارادیجیلیغی آذربایجان خالقینا خیدمت ائتمکله یاناشی، دیگر خالق‌لار اوچون ده بؤیوک اهمیت داشیییر”.

ارسال نظر | بيننده: 73

ادامه نوشتار
 
كاركرد تهييجي و تبييني شعر در فرود و فراز جنبش مقاومت تبريز
نوشته شده توسط دكتر باقر صدري‌نيا/ دانشگاه تبريز   
31 مرداد 1394 ساعت 09:16

چكيده:

جنبش مشروطه‌خواهي در ايران چنان با نام تبريز و دليري‌گردان و پايمردي مردم آن گره خورده است كه هر پژوهشي در باب آن بدون پرداختن به جايگاه تبريز ناتمام خواهد بود. در بررسي عوامل موثر در ايستادگي و مقاومت مردم تبريز در روزهاي پرخوف و خطري كه سرنوشت ايران در خلال آن رقم مي‌خورد. نمي‌توان سهم شعر و شاعران را در بر انگيختن شور ميهني، تهييج عواطف، انساني و آزاديخواهانه، استوار داشت اراده‌ها براي مقاومت در برابر يورش سهمگين استبداد از نظر دور داشت.

در مقالة حاضر چند و چون حضور شعر در متن كوشش‌‌ها و پيكارهاي مشروطه‌خواهي مردم تبريز و تحول درون‌ماية آن در روند عبور جنبش از مرحلة تكاپوهاي مسالمت‌آميز مدني به مرحله مبارزة قهرآميز مسلحانه بررسي خواهد شد.

فرض مقاله بر آن است كه در هر يك از مراحل جنبش، متناسب با دگرگوني وضعيت وسطح مطالبات، شعر نيز به مثابه يك رسانه به لحاظ محتوايي دستخوش تحول شده است تا بتواند با صلابت و صراحت افزون‌تري، اوضاع زمانه و آرمان‌هاي نهضت را ترجماني كند.

واژگان كليدي: جنبش مشروطه، تبريز، شعر، مبارزه مسالمت جويانه، مقاومت مسلحانه

ارسال نظر | بيننده: 86

ادامه نوشتار
 
بخشی از خاطرات من درباره کودتای 28مرداد
نوشته شده توسط م.ع.فرزانه   
29 مرداد 1394 ساعت 21:28

از 25 تا 28 مرداد 1332 تهران روزهای پرغوغایی را پشت سر گذاشت. روز 25 مرداد در نزدیکی ظهر فرار شاه اعلام گردید. نیروهای چپ و جبهۀ ملی همزمان برگزاری میتینگ خود را اعلام کردند. منتها چون شعار تشکیل جبهۀ واحد ضد استعمار حزب توده جامۀ عمل به خود نپوشیده بود، میتینگ‌ هر یک باید در ساعات متفاوت و در دو محل جداگانه برگزار می‌شد. میتینگ نیروهای چپ باید در ساعت 4 یا 5 بعد از ظهر با گرد آمدن نیروها در محل‌های مختلف و راه پیمایی به سوی میدان بهارستان و از آنجا تا میدان توپخانه برگزار می‌شد و میتینگ جبهۀ ملی کمی دیرتر در میدان بهارستان انجام می‌گرفت. من با چند نفر از آشنایان در گروهی که در فاصلۀ خیابان تخت جمشید و دروازه دولت گرد می‌آمدند، حرکت کردیم. گروههای شرق، جنوب و غرب هر کدام در مسیرهایی که به خیابان شاه آباد، بهارستان و بالاخره توپخانه منتهی می‌گشت به راه افتاده بودند. کثرت جمعیت آنچنان بود که حرکت به کندی انجام می‌گرفت. عده ای با سطل پر از رنگ و قلم مو شتابزده نام خیابانها را عوض می کردند و روی زمین و دیوارهای اطراف، شعارهای ضد استعماری، آزادی خواهانه و ضد دیکتاتوری می‌نوشتند. در طول مسیر راه‌پیمائی نیز همان شعارها توسط مردم داده می‌شد. انبوه جمعیت که به سوی میدان توپخانه سرازیر شده بود، بیکران بود. ناطقین در بالکن شهرداری یکی بعد از دیگری شعارها و مطالب تهییج کننده می‌گفتند تا نوبت به قدوه1 رسید و وقتی او بیت:

اگر شه فتنه انگیزد، که خون مردمان ریزد

 همه ملت به هم سازیم و بنیادش براندازیم

  را خواند، هلهلۀ جمعیت به اوج خود رسید. به هنگام متفرق شدن، قیافۀ مردم شادان و پیروزمند بود. به خصوص جوانها پای کوبان و سرود خوانان پیش می‌رفتند و برچیده شدن بساط سلطنت و دیکتاتوری را به همدیگر شاد باش گفته و از جمهوری و دموکراسی صحبت می‌کردند.

ارسال نظر | بيننده: 110

ادامه نوشتار
 
<< << < < 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 > > >> >>

صفحه 1 - 12 از 1489
   

تصاویر

آمار سایت

 

 

معرفی کتاب

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS AZCMS
AZCMS AZCMS AZCMS
 
   
 
AZCMS AZCMS AZCMS
AZCMS AZCMS AZCMS
   
AZCMS AZCMS AZCMS